برای جستجو عبارت موردنظر خود را وارد کنید
  • 1405/07/18 - 08:58
  • - تعداد بازدید: 9
  • - تعداد بازدیدکننده: 7
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه
بنا به گزارش کاظمی مسئول روابط عمومی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی استان

شنیدن روایتهای جامعه: گامی برای عبور از بحران

به قلم پریناز پورجعفری مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد معاونت بهداشت

IMG_0671

روز و هفته ملی سلامت روان سال جاری از 18 لغایت 25 مهر ماه، با تاکید بر موضوع بسیار مهم و حیاتی سلامت روان در بحران ها و با شعار" شنیدن روایتهای جامعه: گامی برای عبور از بحران"  برگزار می گردد. موضوع و شعاری که ارتباطی تنگاتنگ با اولویت های امروز سلامت روان جامعه ایرانی دارد و وقوع شرایط بحرانی در حدود یک سال و نیم اخیر، توجه ویژه به حمایت های روانی اجتماعی در این شرایط و پس از آن را برای همگان بیش از پیش نمایان کرده است.

بحران می تواند در چند لحظه، نظم آشنای زندگی را تغییر دهد. جنگ، بلایای طبیعی، فقدان عزیزان، بیماری، خشونت، حوادث ناگهانی، مشکلات اقتصادی یا هر تجربه ای که احساس امنیت و کنترل فرد را تهدید کند، ممکن است آثار عمیقی بر سلامت روان بر جای بگذارد و پایان یک بحران ، لزوما به معنای پایان تاثیر روانی آن نیست.

اضطراب، غم، تحریک پذیری، خستگی، دردهای جسمانی، مشکلات خواب، کاهش تمرکز، احساس ناامنی و نگرانی درباره آینده، خشونت و بی اعتمادی، از  واکنش هایی هستند که ممکن است پس از یک موقعیت بحرانی مشاهده شوند.

پاسخ افراد به این حوادث و بلایا تابع بسیاری مسائل مثل میزان مواجهه، سطح رشدی، نوع واکنش اطرافیان، میزان حمایت خانوادگی و اجتماعی، میزان مهارت های سازگارانه و سطح تاب آوری می باشد. اما هر چه سن پایینتر و سطح تاب آوری کمتر و شدت حادثه بیشتر باشد عوارض روانشناختی بیشتر و طولانی تری بر روی بازماندگان می گذارد.

بنابراین داشتن واکنش های روانی پس از بحران، لزوما نشانه ضعف نیست، بلکه می تواند بخشی از پاسخ طبیعی انسان به یک موقعیت غیر طبیعی باشد. با این حال انسان ها بحران را یکسان تجربه نمی کنند. هر فرد، خانواده و جامعه ممکن است روایت متفاوتی از بحران داشته باشد؛ یکی از ترس خود می گوید، دیگری از فقدان، فردی از خشم و دیگری از سکوت، و ... از همین رو شنیدن روایت های جامعه می تواند بخش مهمی از مسیر عبور از بحران باشد. شنیدن ، به معنای قضاوت، نصیحت یا ارائه فوری راه حل نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فضایی امن برای دیده و شنیده شدن تجربه انسان ها است.

در این میان سلامت روان کودکان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که پژوهش ها نشان می دهند حدود نیمی از اختلالات روانی پیش از 14 سالگی آغاز می شوند و خودکشی سومین علت مرگ در گروه سنی 15 تا 29 سال است. این آمار، اهمیت شناسایی زود هنگام نشانه ها را در کودکان از مجاری غیر رسمی و در دسترس از جمله روایت گویی کودکان را، بدلیل عدم امکان استفاده آنان از زبان بالغانه، دو چندان می کند.. بزرگسالانی که فقط به رفتار اشکار کودکان می نگرند، اغلب لایه های پنهان اضطراب، ترس یا غم را  از دست می دهند؛ در حالی که گوش سپردن به روایت کودکان، دریچه ای است به جهان درونی آنها.

در ادامه، پروتکل ورود به فضای ارتباطی کودک را مرور می کنیم.

در لحظه بحران، فرآیند ارتباط نباید ناگهانی باشد؛ بلکه بهتر است طی مراحل زیر انجام شود:

1- ایجاد فضای امن(تامین امنیت محیطی و روانی): نخستین اولویت کاهش حس تهدید از سوی محیط است. پیش از هر کلامی، باید شرایط را برای آرامش کودک آماده کرد. این کار از طریق موارد زیر میسر می شود:

الف) حضور باثبات: حضور در کنار کودک توسط یک بزرگسال پارام و قابل اعتماد، اولین پیام امنیت است.

ب) کنترل محرک ها: دور کردن کودک از مناظر، صداها یا جزئیات تهدید کننده بحران

ج) تامین نیازهای اولیه: اطمینان از اینکه کودک در شرایط فیزیکی مناسب (مانند سیر بودن، گرم بودن یا داشتن پناهگاه) قرار دارد؛ چرا که ذهن درگیر با نازهای اولیه، قادر به برقراری ارتباط نیست.

2- آغاز گفتگو با لحن امنیت بخش: زمانی که فضا آرام شد، نوبت به ورود کلامی می رسد. در این مرحله، " چگونه گفتن" بسیار مهمتر از " چه گفتن است":

الف) شروع غیر تهدید کننده: گفتگو را با جملات بسیار ساده و کوتاه آغاز کنید. هدف این نیست که از کودک اطلاعات استخراج کنید( باز جویی نکنید)، بلکه هدف این است که به بفهمانید: «من اینجا هستم تا تو را درک کنم».

ب) ثبات در لحن: لحن آرام، یکنواخت و بدون هیجان مفرط، بیش از خود کلمات، پیام « همه چیز تحت کنترل است» را به سیستم عصبی کودک منتقل می کند.

3- اولویت شنیدن بر توضیح دادن: بزرگسالان معمولا در بحران تمایل دارند با «توضیح دادن» یا «آموزش دادن»، اضطراب کودک را مدیریت کنند؛ اما این یک اشتباه است.در بحران، کودک بیش از آموزش، به «شنیده شدن» نیاز دارزد:

الف) تخلیه روایت ها: ابتدا اجازه دهید کودک بگوید چه می داند، چه حسی دارد و از چه چیزی می ترسد. اجازه دهید روایت او جریان یابد.

ب) توضیح متناسب و مرحله ای: تنها پس از اینکه کودک احساس کرد شنیده شده و تخلیه هیجانی اولیه انجام شده است، باید به سراغ توضیح دادن رفت. این توضیحات باید بسیار متناسب با سن کودک، کوتاه و در حد نیاز باشد تا از سردرگمی او جلوگیری شود.

 و در نهایت بطور کلی با رعایت نکات زیر می توانیم شنونده فعالی در زندگی روزمره کودک خود باشیم:

- لحاظ زمان روایت روزانه:

پدر و مادر می توانند هر شب «یک وقت قصه دو سویه» تعریف کنند؛ در این 15 تا 20 دقیقه، نه فقط بزرگسال برای کودک قصه می خواند، بلکه کودک نیز «قصه امروز خودش» را روایت می کند: اتفاقی که خوشحالش کرد، ترساند یا ناراخت کرد. تداوم این آیین پیام می دهد که بیان تجربه های هیجانی، بخش طبیعی زندگی خانواده است.

- شنیدن فعال بدون داوری:

هنگام روایت کودک، بزرگسال با تماس چشمی، تکرار کوتاه گفته های کودک(«یعنی وقتی آن اتفاق افتاد، خیلی ترسیدی؟») و سوال های باز(«بعدش چه شد؟»)، او را به ادامه روایت تشویق می کند. پرهیز از قطع کردن، اصلاح فوری و مقایسه با دیگران، شرط حفظ جریان روایت است؛ زیرا هر داوری زودهنگام، مسیر بیان را می بندد.

- بیرونی سازی در گفتگوی خانوادگی:

والدین می توانند تکنیک روایت درمانی را به زبان ساده ترجمه کنند؛ مثلا به جای «تو چرا همیشه بیقراری؟» بگویند «آیا دوباره اون «نگرانی» سراغت اومده؟ باهاش چیکار کنیم؟» این شیوه مسئله را از هویت کودک جدا می کند و بدین ترتیب فضای همدستی به جای سرزنش فراهم می شود.

-بازی و نقش آفرینی:

کودکان اغلب تجربه های سنگین را مستقیم نمی گویند، اما در بازی عروسکی، نقاشی یا داستان سازی خیالی، آنها را بازنمایی می کنند. والدین می توانند وارد دنیای بازی شوند(« این عروسک به چیزی فکر می کنه؟») و به طور غیر مستقیم، به روایت کودک دست یابند.

 بطور خلاصه جامعه ای که صدای کودک را می شنود، نه تنها از سلامت روان او محافظت می کند، بلکه توان خود را برای عبور آگاهانه تر، انسانی تر و علمی تر از دل بحران ها و چالش های زندگی افزایش می دهد.

در پایان گفتنی است لازم نیست امروز همه چیز خوب باشد؛ کافی است امروز یک قدم کوچک به سوی بهتر شدن برداریم و شاید نخستین قدم همین باشد:

گوش بدهیم؛ روایت ها را بشنویم؛ یکدیگر را تنها نگذاریم؛ و از شنیدن، پلی به سوی آرامش و بازسازی بسازیم.

 

چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟

بسیاری از واکنش های روانی، پس از بحران با گذشت زمان کاهش می یابند، شنیدن و حمایت اجتماعی ارزشمند است اما همه افراد به یک شکل و اندازه بهبود پیدا نمی کنند. اگر نشانه های پیش گفت در مقدمه شدید باشند، مدت زیادی ادامه پیدا کنند، تشدید شوند یا عملکرد را در زمینه های شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی بطور قابل توجهی مختل کنند، ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشک اهمیت پیدا می کند

"در صورت وجود افکار خودکشی یا خود آسیب رسانی، یا ناتوانی جدی در حفظ ایمنی خود یا دیگران، باید فورا از خدمات اورژانسی و تخصصی محل زندگی کمک گرفت."

  

پریناز پورجعفری

مدیر گروه سلامت روان گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد معاونت بهداشت

  • گروه خبری : آخرین اخبار,گالری عکس,گالری فیلم
  • کد خبر : 34007
کلمات کلیدی
خدیجه کاظمی
خبرنگار

خدیجه کاظمی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب